نوجوان که بودم هم مطالعات مذهبیم زیاد بود و هم رویکردهای مذهبی . یادمه تا سالها توی مراسم مسجد جامع قاین یا در حال چای دادن بودم یا توزیع قند یا شستشوی استکانها . کلی هم گشت شبانه دادیم تو بسیج مسجد جامع و مصلا که واقعا خالصانه بود. (و تا امروز ذره ای از عضویت بسیجم سوء استفاده نکردم حتی در دوران دانشجویی علیرغم همکاری با بسیج و مراجعه به درب منازل شهدای دانشجوی دانشکده، هرگز فرم بسیج را پر نکردم) خدا را هم بر این موضوع شاکرم .
اما یادمه همون زمان تو گوشمون می خوندن ( اکثر قشر مذهبی ای که باهاشون در تماس بودم و هستم ) که کتابهای دکتر شریعتی التقاطیه و تفسیرش از اسلام اشتباهه و از این جور حرفا . طوری که توی اون مدت اصلا سراغ کتابهای دکتر شریعتی هم نرفتم اما در عوض کلی از کتابهای استاد مطهری را خواندم و لذت بردم.
الان که کتابها و سخنان دکتر شریعتی را مرور می کنم ، می بینم چه سر پر شوری داشته است و چه درد عمیقی . شور و موجی که سخنان دکتر شریعتی ایجاد می کند بسیار بیشتر از شور سخنان استاد مطهریست و طیف طرفداران دکتر شریعتی نیز بسیار گسترده تر از طیف طرفداران استاد مطهری است (نظر شخصی و برداشت بنده).
در فرض اینکه بعضی از برداشتهای ایشان به زعم استاد مطهری از اسلام نا صحیح بوده است اما اکثر مطالب ایشان جذاب ، گیرا و با نگاهی نوین و عاشقانه به اسلام اصیل است.
توصیه اکید می کنم به شماهایی که خواهان مطالب ناب و اصیل از اسلام هستید علاوه بر کتب علامه شهید مرتضی مطهری که الحق خردمندانه است ، مطالب دکتر شریعتی را هم حتماً مطالعه کنید .
چند سخن زیر را ادای دینی می بینم به دکتری که تازه شناخته ام :
خداوندا.....
براي همسايه که نان مرا ربود، نان !!
براي عزيزاني که قلب مرا شکستند، مهرباني !!
براي کساني که روح مرا آزردند، بخشش !!
و براي خويشتن خويش آگاهي و عشق مي طلبم.....
********
زندگي خوردن و خوابيدن نيست
انتظار و هوس و ديدن و ناديدن نيست.
زندگي چون گل سرخي است
پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف.
******
تا آسمان راهي نيست
اما تا آسماني شدن راه بسيار است..
من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم،
چون آنها از روي عشق مي رقصند و اينها از روي عادت نماز مي خوانند.
مطالب تصادفی
- اشکالزدایی برنامه ها در ویژوال استودیو - آشنایی با پنجره فوری Immediate Window
- معرفی سایت - استانداردها و تعرفه های حوزه نرم افزار
- یادی از یک مرد بزرگ - کوروش کبیر
- تاثیر کلمات - داستان زندگی کاترین رایان
- بازیابی اطلاعات از دست رفته - نرم افزار R-Studio
- الگوهای طراحی در حوزه مهندسی و تولید نرم افزار
- رفع مشکل استفاده از فونت فارسی در طراحی وب

نویسنده ب. باستان,مه 14, 2011
"در سرزمینی که سایه آدمهای کوچک بزرگ شد
در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!"
نویسنده شاپرک(کامپیوتر 86),مه 15, 2011
جمله آخر نظر بالا خیلی پر معناست(با ترس از گمراهی به هیچ جا نمیرسیم.)همین طور خودتونم قبلا حرف جالبی زده بودین.اینکه برای رسیدن به حقیقت و از بین بردن شک و ملموس کردن هر موضوعی برای خودمون نباید تنها به یک منبع اکتفا کرد.
از شخصیتهای مختلف حتی اگر کدرترینش باشه باید بهترینها رو گلچین کرد...
*اختلاف من با برخی از شخصیتهای مذهبی (روحانیون) ، اختلاف پسری است با پدرش در درون خانواده و هر دو بر سر یک تعصب و آن مصلحت حفظ سلامت و حیثیت خانه و خانواده مان ( مثلا" پسری تلاش می کند تا در خانه سیستم گرمایی شوفاژ را برقرار کند و پدر به کرسی عادت کرده و مخالفت می کند و حاضر نیست ).این است که من لحظه ای از گفتن در برابر این نسل و این غرب مهاجم برای ماندن این خانه خاموش نخواهم شد ؛ چون احساس خطر می کنم ، اگر چند زمستان دیگر بگذرد و اگر زلزله ای دیگر آن را تکان دهد خانه فرو خواهد ریخت ، بچه ها خواهند گریخت ، پیرها و بیماران در زیر آوار آن خواهند مرد.دمی گریبان بزرگ ها و اولیای خانواده را رها نخواهم کرد ؛ نه از کتکشان می ترسم و نه از نوازششان.گاه از سر و صدا می افتم اما اگر در زیر مشت و لگد پدران روحانی خُرد و خمیر شوم شکایت بر بیگانه نخواهم برد .اختلاف ها اختلاف بچه ها و بزرگ ها و در یک خانواده است.چه نامرد مردمی هستند که کشمکش خانوادگی را از حُرمت حریم خانواده به کوچه و بازار و بیگانه کشند.
« دکتر علی شریعتی »
( گفتگوهای تنهایی ، ص ۱۰ و ۲۲ )
نویسنده a guest,مه 19, 2011
پیامبر هم وقتی مبعوث شد اول خودش مسلمون شد و بعد علی و خدیجه. یک دفعه نرفت سراغ مردم مدینه تا اونا رو مسلمون کنه.
شریعتی هم که داعی اسلام رو داشت باید اول زنو و بچه شو اسلامی میکرد بعد بقیه مردم رو.
نمی گم همه حرفاش بده ولی واقعا کسی که مهمترین اصل اسلام که عفت و حیاست نتونست رو زن و بچش پیاده کنه دیگه چه طور می خواد به منی که اصلا نمی شناسمش اثر بگذاره؟؟؟؟؟





شاید هم اگه تا الان نرفتم مثل شما بخاطر توصیه های دیگران بوده.
همین الان یه سری مطلب از ایشون داشتم نگاه انداختم جالبه!...
و فهمیدم که هیچ یک از شخصیت های بارزی که ما در قرن حاضر داریم معصوم نیستن و ممکنه اشتباهاتی داشته باشن.ولی دلیل نمیشه که زحمت های زیادی که کشیدن نادیده گرفته بشه.باید تلاش کرد تا راه درست رو پیدا کنیم و با ترس از گمراهی به هیچ جا نمیرسیم.