درمورد هدف خلقت و اینکه قراره ما آخر کار به چه برسیم خیلی فکر کرده بودم و به نتیجه ای که باید نرسیده بودم . خود قرآن هم بارها اشاره کرده است که زمین و آسمان را بیهوده خلق نکرده ایم اما فقط یکجا اشاره کرده است که "جن و انس را نیافریدیم جز برای عبادت" . حقیقتش این آیه هم اصلاً مرا قانع نمی کرد. چه دلیلی داشت که خدا آدمیان را خلق کند که عبادت کنند . مگر فرشتگان این کار را به نحو احسن انجام نمی دهند. خلاصه این ماجرا تو ذهنم بود تا اینکه با دکتر برومند استاد تفسیر دانشگاه تهران دانشکده الهیات آشنا شدم. (یادم نیست دقیقا چطوری)
اوایل دوره ارشدم بود که در کلاسهای تفسیر سوره یس ایشان شرکت کردم. اولین بحثی که ایشان مطرح کرد این بود که تا نفهمیم هدف خلقت چیست تفسیر قرآن هم فایده ای نخواهد داشت چون همه چیز در راستای این هدف قابل بحث و توجیه است.
خلاصه بحث دکتر برومند که چراغ راهی شد برای من در ادامه زندگی این بود که به نص صریح قرآن، هدف آفرینش عبادت و بندگی خداست . از طرفی معصومین نیز (به نظرم حضرت علی(ع)) عبادت را سه قسم دانسته اند از ترس دوزخ، به شوق بهشت و عبادت عاشقانه فارغ از بهشت و جهنم و فقط برای عشق و محبت به خدا.
مطمئناً دو نوع اول عبادت، مد نظر قرآن نبوده است و فقط می ماند عبادت عاشقانه خداوند . عبادتی آگاهانه ، از روی انتخاب و به شوق جلب رضای اول معشوق عالم که جز آدمی، کسی را یارای عاشق شدن نیست.
با این تفسیر، گمشده خودم را یافتم. تفسیری که هم قلبم به آن گواهی می داد و هم عقلم آنرا قبول داشت. هر چند از تفسیر بقیه سوره نیز نکاتی را فراگرفتم بخصوص اینکه خداوند با چه زیرکی و حکمتی مفاهیم هستی را در لابه لای آیات قران نهان کرده است اما همین یک نکته مرا بس بود.
اگر دقت کرده باشید قشنگترین داستانهای عالم ، داستانهای عشق آتشین لیلی و مجنون، رومئو و ژولیت و امثالهم است . هر فیلم و سسریالی هم که نگاه کنید بعید است نگاهی عاشقانه بین دو نفر را نبینید. حتی ترانه های کوچه و بازاری هم به نوعی این عشق را زمزمه می کنند. تمام این عشق های زمینی ، تمرینی است برای معشوق حقیقی عالم که جز او هیچ کس لیاقت عشق واقعی را ندارد.(روی هرکسی که انگشت بگذارید، عیبها می توانید بیابید، نیازها و کاستی هایی که لایق عشق حقیقی نیست)
آرزو می کنم در طول عمرتان حداقل یک بار عاشق شوید تا حال و هوای آنرا دریابید (غیراز آن، بعید می دانم بدانید یک عاشق واقعی حضرت حق چگونه باید باشد. ) آقای مطهری (خدایش رحمت کناد) در بحث اخلاق نکته ای را گفته بود و اینکه سریعترین راه برای اصلاح نفس و تزکیه و حسن خلق، همانا عاشق شدن است. حتی حدیثی را ایشان بیان کرده بود مبنی بر اینکه اگر کسی عاشق شود و عفاف ورزد و کتمان کند و بمیرد، شهید مرده است.
بیائید سعی کنیم هر کاری که برای خدا انجام می دهیم ، به خاطر گل روی خدا باشد و بس و نه انجام وظیفه . امتحان کنید.
چندی پیش کاریکاتوری درباره هدف زندگی دیدم که واقعاً جای گریه داشت به طوری که هدف از زندگی را معادل یافتن جذر یک گوجه فرنگی عنوان کرده بود ...
تتمه و خلاصه بحث را چند بیت شعر می دانم که در مسجد کوی دانشگاه تهران از آقای امجد یاد گرفتم :
یارب تهی مکن زمی عشق جام ما وز معرفت بریز شرابی به کام ما
از صدق بندگیت به دل دانه ای فکن شاید که مرغ عشق کند قصد دام ما
از بندگی به معرفت از معرفت به عشق دل می نواز تا که شود پخته کارما
بی صدق بندگی نرسد معرفت به کام بی ذوق معرفت نشود عشق رام ما
مطالب تصادفی

نویسنده مهم مطلبه...,ژوئیه 07, 2010
نویسنده a guest,ژوئیه 11, 2010
نویسنده علی زاده,ژوئیه 11, 2010
یادم سر یکی از کلاساتون یه شعری رو به همین محتوا برامون خوندید بعدش اونو بازتر کردید هنوزم این شعر تو ذهنمه
غازی به دست پور خود شمشیر چوبین می دهد
تا او بدان اوستا شود شمشیر گیرد در غزا
عشقی که با انسان بود شمشیر چوبین ان بود
این عشق با رحمان شود اخر گر اید ابتلا




بیفتد آنکه در این راه با شتاب رود
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
کسی ز سایه ی این در به آفتاب رود..."