You are here:

ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه ؟

فرستادن به ایمیل چاپ

Tags: جامعه | روزانه، نظرات

نمی دانم این شعر معروف حافظ که با مطلع ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه را شنیده اید یا نه؟

اصل غزل که بسیار حال و هوای معاشقه دارد این است :


ناگهان پرده برانداخته‏اي يعني چه           مست از خانه برون تاخته‏اي يعني چه‏

شاه خوباني و منظور گدايان شده‏اي         قدر اين مرتبه نشناخته‏اي يعني چه‏

زلف در دست صبا گوش به فرمان رقيب          اين چنين با همه در ساخته‏اي يعني چه‏

نه سر زلف خود اول تو به دستم دادي            بازم از پاي در انداخته‏اي يعني چه‏

سخنت رمز دهان گفت و كمر سر ميان           وز ميان تيغ به ما آخته‏اي يعني چه‏

هر كس از مهره مهر تو بنقشي مشغول           عاقبت با همه كج باخته‏اي يعني چه‏

حافظا در دل تنگت چو فرود آمد يار              خانه از غير نپرداخته‏اي يعني چه‏



من این غزل را بیشتر با صدای استاد شجریان شنیده بودم و درباره معنای آن هم کلی فکر کردم (زمان دانشجویی) اما به چیز خاصی نرسیدم تا اینکه یک روز آقای نقویان (که توی تلویزیون هم جدیداً زیاد برنامه دارد) به عنوان پیش نماز به کوی دانشگاه تهران میامد این شعر را به قدری جالب تفسیر کرد که شیرینی آن را هنوز به یاددارم.

می گفت این شعر خطاب به خداست از زبان یک عاشق دلشکسته . خدایی که زلفش در دست همه هست ، قدرخود نشناخته وزلف خود را به موجوداتی داده که اصلاً قابل مقایسه با خودش نیستند، به همه مهره مهر خودش را داده و .......

یادمه ایشان یک مثال جالب زد و گفت اگر شما توی یک مسیر در حال عبور باشید و ناگهان یک قورباغه ای بگه به شما که خیلی مخلصیم به شما خیلی بر می خوره و به قورباغه خواهید گفت برو بابا من کجا تو کجا عمو؟ دیگه نبینم مزاحم بشی .

حکایت ما و خدا هم مثل همان قورباغه است و سلام عرض کردنش .......

بگذریم از آنروز به بعد هر وقت هوا لطیف می شود ، یا جلوه های مهر خدا خیلی بیشتر از پیش عیان می گردد مثل امروز که هوا واقعاً لذت بخش بود و زیبا ، کلی با خودم این شعررا خطاب به خالق هستی زمزمه کردم .........

توصیه می کنم تصنیف فوق را با صدای شجریان حتماً گوش کنید- لینک دانلود

نظرات (6)Add Comment

نظرتان را بنویسید
کوچکتر | بزرگتر

busy
آخرین بروزرسانی ( يكشنبه ، 13 تیر 1389 ، 12:46 )