امروز توفیقی بود تا برای ساعتی در خدمت دکتر امجدی که از همشهریان و استاد بازنشته زبانشناسی دانشگاه فردوسی و استاد فعلی دانشگاه های مسکو و نیویورک باشم . مایل بودند پدر بزرگ بنده که از دوستان خانوادگی ایشان بود را ملاقات کنند که امروز عصر در خانه پدربزرگ میزبان ایشان بودم.
فکر نمی کردم که بابا بزرگ صدساله ما چیز زیادی به خاطر آورند که برعکس کلی هم از روابط و خاطراتشان با بابای دکتر بیان کردند . بعد از این دیدار، به اتقاق آقای امجدی به بازدید اساتید قدیم ایشان یعنی آقایان فرزانه و ناصری رفتیم.
در لابه لای صحبت ها، ایشان بیان کرد که چند روز پیش مصاحبه ای داشته است با نشریه طلوع قاینات. از ایشان پرسیده شده که خواننده های محبوب شما چه کسانی هستند؟ و ایشان از شجریان ، هایده، گوگوش و مهستی نام برده بود.
نیز پرسیده بودند که به نظر شما بهترین دوران ایران از لحاظ پیشرفت کدام دوره بوده است و ایشان به دوره هخامنشی و نیز دوره پهلوی اشاره کرده بود. برایم بسیار جالب بود ....
اصلاً به خوبی و بدی و به جنبه کارشناسی حرف ایشان کاری ندارم . اما مهم صداقتی است که ایشان داشت و مطمئناً نشریه طلوع یا اصلا مصاحبه را چاپ نخواهد کرد و یا این تکه ها را حذف خواهد کرد ودر این صورت ، ما با چهره واقعی دکتر امجدی آشنا نخواهیم شد بلکه آنچه به ما نشان داده اند را خواهیم دید آنهم در حالتی که خود شخص تمایلی به تظاهر ندارد.
الان اکثریت جامعه ما نمود بیرون و علایق درونی شان با هم خیلی فرق دارد و فرهنگ حاکم بر جامعه ، خود به خود به تظاهرها دامن می زند. نمونه بارز آنرا در جامعه های مجازی مثل فیس بوک می توانید ببینید . خیلی ها عکسای بدون حجاب خود را در آن می گذارند و خیلی ها هم خوانندگان ، کتابها و فیلم هایی را دوست دارند که در هیچ رزومه رسمی نمی توانند به آن اشاره کنند ....
نمونه دیگر آن را در سفرهای ایرانیان به خارج کشور می توانیم ببینیم که خیلی ها آنجا کلا آدم دیگری می شوند ...
در احوال یکی از شخصیت های دینی خواندم که قبل از انقلاب مشاهده می کند که فرزندش پنهانی به خانه همسایه می رود و وقتی پرس و جو می کند می فهمد که به خاطر دیدن تلویزیون که در آن زمان بین عوام مظهر فساد بوده است این کار را انجام می دهد. سریعاً تلویزیونی می خرد و به پسرش می گوید حالا که تو واقعاً تلویزیون را دوست داری حداقل بیا تو خانه خودمان و پیش چشم خودمان این کار را انجام بده و نه پنهانی و با تظاهر .
شنیدم یکی از دکترهای متخصص بیرجند که تخصص خیلی خاص و مورد نیازی هم داشت ، هنگام کار در اتاق عمل حتماً باید به آهنگی با صدای کم از شکیلا گوش میداد و عمل می کرد و می گفت فقط در اینصورت می توانم در کارم تمرکز کنم و عملم را درست انجام دهم. خیلی سریع عذر ایشان را خواستند آنهم فقط به همین دلیل ساده .....
همه ما آدم های خاکستری هستیم ، نه سفید و پاکیم و نه تماماً سیاهی و تباهی و ای کاش بتوان آنچه هستیم را نشان دهیم و نشان دهند و نه آنچه که می خواهند و ما نمی خواهیم.....
یک نکته دیگر هم دکتر لابه لای صحبتش به آن اشاره کرد و آن این بود که در زمان بچگی معلمی داشتیم برای درس شرعیات که ایشان چنان با زور و کتک می خواست ما را نماز خوان بار بیاورد که از همان زمان از نماز کلاً بدم آمده است ......
مطالب تصادفی
- بایسته های یک برنامه نویس - نمونه سوالات استخدامی حوزه نرم افزار
- از شمار دو چشم یک تن کم - وزشمار خرد هزاران بیش - عروج استیو جابز
- امکانات جدید HTML5 - حرکت به سمت وب معناگرا و کاربردی
- مدیریت کتابخانه دیجیتال شخصی - نرم افزار کالیبری
- افزودن امکان ذخیره نسخه های مختلف یک فایل به ویژوال استودیو
- عدم انتخاب سرور مناسب و مشکلاتی که پیش آمد....
- مهندسی نرم افزار - بهترین شغل 2011 آمریکا

نویسنده علی دری,ژوئیه 18, 2011
نمی دونم کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون رو خوندید یا نه اما بسیار به حرفای شما نزدیکه آاونم تو مقدمه ی کتابش از تملق و کمبود حقیقت شکایت می کنه و... کتاب جالبیه.
نویسنده شاسوسا,ژوئیه 19, 2011
خلاصه دلمون براتون خیلی تنگ شده مخصوصا از کلاس بیرون انداختنامون الان قدر اون لحظات و میدونم که ای کاش یه کم به حرفاتون گوش میدادم... ایشالا مهر خدمتتون میرسیم...تا اون روز خدانگهدارتون....نویسنده a guest,ژوئیه 19, 2011
اللهم عجل لولیک الفرج





حرف حق جواب نداره.