توی این چند سال دانشجویان زیادی داشتم که بعد از صحبت با آنها متوجه شدم به اجبار به رشته کامپیوتر آمده اند. حالا یا بخاطر فرار از سربازی یا اجبار خانواده و دلایل دیگر. اولین و آخرین توصیه بنده به اینها این بوده است که زودتر درس را تمام کنند و بپردازند به کاری که علاقه دارند چه کارهای غیر دانشگاهی مثل خبرنگاری ، خطاطی ، عکاسی و چه سایر رشته ها . حتی ارزش دارد که از صفر دوباره شروع کنند و دوباره کنکور بدهند اما جایی و رشته ای قبول شوند که به آن علاقه دارند.
کاری که به آن علاقه نداشته باشید نه تنها باعث پیشرفت شما نخواهد شد، بلکه از لحاظ روحی نیز به شما ضربه خواهد زد. من به شخصه به یادگیری فناوری های نوین برنامه نویسی و کاربردی کردن آنها علاقه دارم و بارها شده است پای یاد گرفتن یک مثال یا یک مطلب جدید ، تا خود صبح هم بیدار بوده ام و حتی کلی هم ضرر مالی کرده ام (تاسیس شرکت و سرمایه گذاری روی یک کار و جواب ندادن آن به دلایل مختلف) و ذره ای احساس خستگی یا پشیمانی نمی کنم.
توصیه می کنم حتماً در برنامه روزانه زندگیتان، وقتی برای کارهایی که دوست دارید، کنار بگذارید. تمام آدمهای موفق و تاثیر گذار، کسانی بوده اند که می دانسته اند از زندگی چه می خواهند و در راه رسیدن به آن تلاش کرده اند. (همان افسانه شخصی کتاب کیمیاگر) امروز سخنان استیو جابز یکی از سهامداران اصلی شرکت اپل و جزء موفقترین افراد حوزه فناوری اطلاعات که بخصوص با گوشیهای آیفون خود، دنیا را تسخیر کرده است در جمع فارغ التحصیلان دانشگاه استنفورد را می خواندم که توصیه می کنم حتماً و با دقت آنرا بخوانید. توصیه اصلی و نهایی جابز این جمله بود "stay hungry stay foolish" که با انگلیسی دست و پا شکسته بنده یعنی همیشه مشتاق باشید و ابله (نابخرد). یعنی اگر از دید دیگران هم کارهایتان عاقلانه به نظر نمی رسد اما جزء علایق شخصیتان است ، آنها را ادامه دهید.
مطالب تصادفی
- منبعی برای دیدن نمونه مسائل و مسابقات آنلاین برنامه نویسی
- مقایسه ابزارهای گزارشگیری در دات نت - کریستال ریپورت و استیمول سافت
- معرفی نرم افزار Heidisql - مدیریت پایگاه داده MySQL و SQL Server به صورت همزمان
- بایسته های یک برنامه نویس - نمونه سوالات استخدامی حوزه نرم افزار
- مهندسی نرم افزار - ضرورتی برای بازار و غفلتی در دانشگاه
- نرم افزاری برای تبدیل پی دی اف های فارسی
- آزمایش نرم افزار و درس هایی که به کار نمی بریم

نویسنده کامپیوتر86,نوامبر 12, 2010
نویسنده true,نوامبر 14, 2010
نویسنده a guest,نوامبر 14, 2010
نویسنده سليماني,نوامبر 17, 2010
عيد قربان مبارك
من هم با اين موافقم كه هميشه نبايد همرنگ جماعت بود.گاهي يك نفر در موردي نظري داره كه شايد دهها مخالف نظرش را رد كنند ولي آخر سر همه مي بينيم كه نظر اون يك نفر درست بوده.بنابراين خيلي وقتها بايد خيلي كارها را به دور از فكر ديگران انجام داد
نویسنده a guest,نوامبر 20, 2010
من تمام متن را قبول دارم ولی 90درصد اونا به نظرمن اینجاعملی نیست
با این همه مشکلات کی می تونه حتی به این فکر کنه که به چی علاقه داره
نویسنده های مطرح که نظر به این دارند که مثبت فکر کنید ولی در کنار اون باید واقع بینانه به مسایل نگاه کرد
مثلا همین افسانه شخصی که گفتین
قهرمان داستان از وقتی عاشق دختر تاجر شد تا اینکه کیمیاگر رودید درسته منظور نویسنده چیز دیگه ایه ولی
1-برای رسیدن به افسانه شخصی تمام گوسفنداشو فروخت .ما میتونیم همچین ریسکی بکنیم چون میدونیم صد درصد بدبخت میشیم (تورم)
2-اون مرد ژنده پوش که اوریم وتمیم رو بهش داد. ایا اینجا کسی به کسی احترام میزاره چه برسه به اینکه بخوادکمکت بکنه
3-وقتی توی اون مغازه کوزه گری بالای تپه کار کرد (مدت کوتاه)خرج سفر و پول خرید چند گوسفند رو تهیه کرد
ما میتونیم توی این مدت حتی پول ضرر از یک زورگیر رو جبران کنیم؟
4-وقتی توی قبیله عاشق فاطمه شد به این فکر میکرد که اجاره بالاست ؟
نویسنده شاپرک(کامپیوتر86),نوامبر 28, 2010
سر زندگی و رمق حیات و نیرو و شتابی هست که از طریق وجود تو متجلی می شود. و چون همواره فقط یکی چون تو هست ، این تجلی نیز یکتاست. و اگر آن را مسدود کنی ، از طریق هیچ کس دیگر به وجود نخواهد آمد و جهان صاحب آن نخواهد بود. "مارتا گراهام"
نویسنده مولایی-کامپیوتر85,دسامبر 08, 2010
منم جزو همین گروه بودم که گفتین، واسه همین هم اون 2سال خیلی اذیت شدم ، که یکیشم همین تحقیر شدن شخصیتم بود البته نه ازطرف شما! تااونجاکه دوباره از صفر شروع کردم هرچند که واسه ی رسیدن به علاقه ام خیلی هم اذیت شدم،سرزنش دیگران،ناامید کردناشون،یک سال تلاش و...ولی آخرش رسیدم به اون چیزی که میخواستم،الانم گاهی بعضی ها یه چیزایی بهم میگن،ولی چون دارم در حیطه ی علایقم فعالیت میکنم اصلاً برام مهم نیست .احساس رضایت درونی میکنم واین بهم آرامش میده.فقط حیفم میاد از اون دوسال از بهترین سالهای عمرم که ازش استفاده نکردم.حیف.
البته شماهم کمک زیادی بهم کردین هم از نظرروحی وهم درانتخاب راه درست تر ، جاداره دوباره ازتون تشکرکنم. پاینده وسربلندباشید



