در دهکده اي پسرک مردم آزاری زندگی مي کرد. تمام اهالی آنجا از دست او کلافه شده بودند. تا اين که يک روز پدر پسرک از او خواست تا هر بار که کسی را از خودش آزرد یک ميخ در تکه چوبی فرو کند. پسرک اين کار را کرد. پس از چند روز پدرش از او خواست تا سعی کند ميخ های کمتری در چوب فرو کند و هر بار که کسی را از خود خشنود ساخت يکی از ميخ ها را بردارد. بالاخره يک روز پسرک پيش پدرش رفت و گفت که تمام ميخها از
روي چوب برداشته شده اند. پدرش پس از ديدن چوب خوشحال شد و گفت:
« پسرم کار خوبی انجام دادی. ولی به چوب نگاه کن. جای ميخ ها را ببين. سطح چوب ديگر صاف نيست. تو ميتوانی خنجری را در قلب کسی فرو کنی و بعد درش آوری ولی حتی هزاران بار عذرخواهی هم نمي تواند زخم به وجود آمده را خوب کند...
مطالب تصادفی
- ضرورت وجود یک نهاد مشاورتی قابل اعتماد در زمینه نرم افزار
- توسعه آزمایش محور - روشی نو در تولید و مهندسی نرم افزار
- بایسته های یک برنامه نویس - نمونه سوالات استخدامی حوزه نرم افزار
- اندر مصائب تولید نرم افزار
- معرفی سایت - استانداردها و تعرفه های حوزه نرم افزار
- از شمار دو چشم یک تن کم - وزشمار خرد هزاران بیش - عروج استیو جابز
- وب سرور انجاین-اِکس رتبه دوم وب سرور در دنیا بعد از آپاچی
نظرات (0)

نظرتان را بنویسید



