You are here:

و خدایی که در این نزدیکی است ....

فرستادن به ایمیلچاپ

Tags: خواندنیها | نکات

یک حس درونی بهم میگه که خدایی که هست با خدایی که ماها می شناسیم و به ما شناسانده اند خیلی فرق داره. حساب و کتاب هاش با دو دو تا چهار تای ما جور در نمیاد. بگذریم . داستان زیر نمونه ای از این حساب و کتابهاست :

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه  مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه  مسجد در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما

در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان  تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او

نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد)  با این چراغ تضمین کردم.


Bookmark and Share

نظرات (3)Add Comment
0
...
نویسنده ex2,آوریل 06, 2010
salam ostad
hamishe be saiteton sar mizanam
va chizhaye jadid yad migiram
mamnoon
  • report abuse
  • +0
  • vote down
  • vote up
0
...
نویسنده مریم,آوریل 07, 2010
چند روز پیش یه حدیث قدسی خیلی قشنگ شنیدم که خیلی من رو به فکر فرو برد :
من طلبنی فوجدنی، وقد وجدنی عرفنی، ومن عرفنی احبنی، ومن احبنی عَشَقَنِی، ومن عشقنی عَشِقتَه، ومن عشقته قَتَلتَهُ، ومن قتلته ادیتُ، ومن علی دیتَ فان دیتُ لنفسی
یعنی فقط کافیه ما دنبال خدا بگردیم اون وقت خدا از وجود خودش برای ما می ذاره.
از خودم خجالت کشیدم که هم چین خدایی دارم اما قدرش رو نمی دونم.
  • report abuse
  • +0
  • vote down
  • vote up
0
من از خودم دلگیرم........
نویسنده من نه منم,آوریل 08, 2010
اینارو همیشه مرور می کنیم ولی کو عمل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کو باور؟ کو ایمان و یقین ؟؟؟؟؟
زمزممون شده :
خدایا خالقا بس کن تو خلقت را ...
جسارت منو ببخشید استاد.
دعامون کنید، یا حق.
  • report abuse
  • +0
  • vote down
  • vote up

نظرتان را بنویسید
bolditalicizeunderlinestrikeurlimagequote SmileWinkLaughGrinAngrySadShockedCoolTongueKissCry
کوچکتر | بزرگتر

busy